محمد ابراهيمى وركيانى
147
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
مكه مانند خالد بن وليد و عمرو بن عاص نيز مسلمان شدند . عمر نيز به خطاى بزرگ خود در اين صحنه اعتراف نمود ؛ درحالىكه در صحنه حديبيه - بهگفته خود - اگر يارانى داشت ، رسماً مانع تصميم پيامبر مىشد . « 1 » سرگذشت ابوجندل و ابوبصير هنوز پيمان صلح امضا نشده بود كه ابوجندل پسر سهيل بن عمرو خود را به مسلمانان رسانيد و از آنان تقاضاى حمايت كرد . وى اظهار داشت كه اگر او را به مكه بازگردانند ، شكنجه خواهد شد و مجبور است از دين خود دست بشويد . وقتى سهيل بن عمرو چشمش به فرزندش افتاد ، به دو سيلى زد و اظهار داشت : « او اولين كسى است كه طبق همين پيمان بايد به مكه بازگردانده شود . » اين در حالى بود كه ابوجندل فرياد مىزد و از مسلمانان كمك مىخواست . پيامبر به ابوجندل تسلى داد و فرمود : « ما با اين مردم پيمانى بستهايم كه طبق آن نمىتوانيم از تو حمايت كنيم ، ولى مطمئن باش كه خداوند خود براى شما راهى مىگشايد . » درهرحال ابوجندل همراه پدر به مكه رفت و درپى آن ابوبصير از مسلمانان مكه نيز خود را به مدينه رسانيد . پيامبر او را نيز طبق پيمان صلح به مكه بازگردانيد ، اما ابوبصير موكل خود را كه از مشركان مكه بود ، در بين راه مكه به قتل رسانيد . از آن پس فراريان مكه به مدينه نيامدند ، بلكه در محلى به نام عبس در مسير كاروان تجارى مردم مكه تجمع نمودند . اينان خطرى جديد براى كاروانهاى تجارى قريش بشمار مىآمدند و به همين دليل مردم مكه قاصدى نزد پيامبر اكرم ( ص ) فرستادند و از او تقاضا كردند كه مسلمانان فرارى به مدينه پذيرفته شوند تا كاروانهاى تجارىشان در معرض خطر نباشند . بعدها معلوم شد مادهاى كه در ظاهر براى قريش امتيازى محسوب مىشد ، خود تقاضاى حذف آن را داشتند . « 2 »
--> ( 1 ) . بنگريد به : واقدى ، المغازى ، ج 1 ، ص 607 ؛ طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 468 . ( 2 ) . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 473 .